ذبيح الله صفا
127
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بطاعت و عبادت مشغول شد » « 1 » ، چند ماه بعد يعنى در ذى حجهء سال 694 چنان كه مىدانيم غازان بايلخانى رسيد و نخستين كار او تشييد مبانى اسلام و رسمى كردن آن در ممالك ايلخانى بود . بدين ترتيب دين اسلام كه از اوان تسلط مغول بر ايران تا اين تاريخ يعنى متجاوز از هفتاد سال از رسميّت قاطع افتاده و به صورت يكى از اديان مجاز در رديف دينهاى بودايى و مسيحى و يهودى درآمده بود ، از آن حال خارج شد زيرا با نخستين فرمان غازان قبول اسلام براى همهء آحاد مغول در قلمرو سلطنت او و اجراى آداب دين واجب گرديد و در نتيجه « خيلان تاتار از اطراف و نواحى و بوادى و ضواحى از كافر و كافره ، از هفت ساله تا هفتاد ساله از سر رغبت و اختيار فوجفوج بتبعيت پادشاه اسلام به اعتقاد درست از شائبهء كدورت و ريا مصفّى بدين اسلام درآمدند و بتشريف هدايت نور ايمان مشرف گشتند . . . » « 2 » اين امر براى ايرانيان بمنزلهء فتحى عظيم بود و مايهء بهجت و سرور و شادمانى و ايثارهاى فراوان گرديد و سبب شد كه مشايخ و ائمه روى بدرگاه ايلخان آورند و « عروهء حبل متين دين كه انفصام و انصرام يافته بود باز تربيت و تقويت » يابد « 3 » و به غازان عنوان « پادشاه اسلام » داده شود و تصور كنند كه « ايزد سبحانه و تعالى وجود همايون پادشاه اسلام غازان خان را در طوفان طوارق و حدثان كفيل مصالح و مناجح بندگان و سبب امن و امان عالميان كرد تا هزاران نفوس پاك را از آسيب شكنجه و نهيب سرپنجهء تاتار كفّار مصون گردانيد . بعد از آن ملوك و سلاطين اسلام را بموجب نصّ و اولى الامر منكم طاعت او واجب و لازم شد » « 4 » . در همان حال كه غازان براى جلوس بر تخت ايلخانى بتبريز مىرفت سرداران او « نوروز » و « طغاچار » « به حكم يرليغ جهانگشاى روز شنبه هشتم ذى الحجهء سنهء اربع و
--> ( 1 ) - جامع التواريخ ، ص 903 . ( 2 ) - كتاب تاريخ مبارك غازانى ، هارتفورد ، 1940 ، ص 76 - 77 . ( 3 ) - ايضا ص 78 . ( 4 ) - ايضا ص 78 .